کافه شعر

******
اگر شعری آرامتان کرد
دعایی به حال شاعر بد حالش کنید
ثواب دارد...

" دنیا به شاعرها بدهکاره "

******
برای دیدن عکس در سایز واقعی
بر روی آن کلیک کنید.
امیدوارم از پست ها لذت ببرید :))

رفته بود از خودش

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ


رفته بود تو خودش. بالاخره بعد از کلی دوست داشتن پنهونی و ترس و دلهره، بهش گفت که دوسش داره. اونم آب پاکی رو ریخته بود رو دستش.

گفته بود:«تو پر از اخلاقا و ویژگی های قشنگی، ولی هیچکدومشون اون چیزایی نیستن که من میخوام، که من عاشقشونم. من تحسینت میکنم ولی نمیتونم عاشقت باشم.»

بهش گفتم مودبانه پیچوندتت. ازت خوشش نمیاد. حالا یا انقدر مودبه که نخواسته ناراحتت کنه، یا انقدر دو روئه که برای پنهون کردنش دنبال کلمات قشنگ گشته که پشتشون قایم شه.

حواسش به من نبود. سرش پایین بود و مدام یه چیزی روی کاغذ مینوشت. کاغذ رو که از زیر دستش کشیدم دیدم پشت سر هم نوشته:«من همانم که پسندید و پسندیده نشد. من همانم که پسندید و پسندیده نشد. من همانم که ...».

چند روز بعد سراغش رو از همسایه شون گرفتم.

گفت دیگه اینجا نیست، چند روزی میشه که رفته از خودش.


| لئو (محمدرضا جعفری) |

  • پروازِ خیال ...

لئو (محمدرضا جعفری)

نظرات (۲)

خیلی قشنگ بود...

و چقد روبروشدن با این واقعیت سخته...

رضاً برضائک....
پاسخ:
اهوم:(
ممنونم...
رضا برضائک...عالیه این!
  • دُختری از جنس آرامِش 😊
  • قَشنگ بود :))
    پاسخ:
    ممنون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی