کافه شعر

******
اگر شعری آرامتان کرد
دعایی به حال شاعر بد حالش کنید
ثواب دارد...

" دنیا به شاعرها بدهکاره "

******
برای دیدن عکس در سایز واقعی
بر روی آن کلیک کنید.
امیدوارم از پست ها لذت ببرید :))

۲۰ مطلب با موضوع «مناسبت ها :: روز زن» ثبت شده است


او گل ها را دوست داشت. بچه ها را دوست داشت. آواز خواندن را دوست داشت. زیبایی را و بیش از همه، بخشش را.

وقتی بیشتر فکر میکنم، او زنی بود که هرگز از چیزی تنفر نداشت!

به مادرم گفتم: "او شبیه تو است. شبیه تمام زنان.

دوست داشتن بخشی از واقعیت شما زن هاست...

حتی وقتی می گریید، بخاطر دوست داشتن چیزی ست که می ترسید آن را...

پس بی درنگ چیزی از خودتان کم می کنید. می ریزید بیرون. چیزی شبیه اشک، تا جای بیشتری در وجودتان باز شود

برای آن چه که می ترسید از دستش بدهید..."


| حمید جدیدی |

  • پروازِ خیال ...

جنگ های بزرگ

۱۶
شهریور


به من گفت:

به خاطر بسپار

نام کسانی را که با آن ها جنگیده ای

و بگو با کدام اسلحه

زیباتر خواهی جنگید


به او گفتم:

من برای جنگ های کوچک

تفنگ را انتخاب می کنم

و برای جنگ های بزرگ

زن را...


| مهدی اشرفی |

  • پروازِ خیال ...


زن های معمولی را بیشتر درک کنید!

زن معمولی نمیتواند هفت قلم آرایش کند تا به چشمتان بیاید!

یا کفش 7سانتی پا کند،

او معمولی است،

با کتانی و تنها رژ قرمز هم جذاب میشود!

زن های معمولی را بیشتر دوست بدارید،آنها دلشان را هرجایی جا نمیگذارند. 

شاید سالها عاشقتان باشند

اما به زبان نمی آورند تا به عشقشان اعتراف کنید!

معمولی ها بهترند،

بدون حاشیه،

بلد نیستند یک چیپس را با ده گاز بخورند، در عوض پایه ی صبحانه های روز جمعه تان هستند!

این زن ها موی سرشان را خودشان میبافند،

نه از سر دلبری و دلدادگی، از سر  آراسته بودن ظاهرشان!

زنی که ناخن های لاک زده ندارد،

اما رنگین کمان دلش را برای روز های مهتابی با تو بودن کنار گذاشته است!

این زن ها خیلی دوست داشتنی اند،

چون تو را برای خودت میخواهند

نه عاشق جیبتان میشوند،

نه دل باخته لکسوز زیر پایتان هستند!

اینها همان هایی هستند که حاضرند زیر باران بی چتر با معشوقشان قدم زنند!

زن های معمولی، ساده اند!


| مائده نواب |

  • پروازِ خیال ...


دوست داشتن زن‌ها،

ما را از ماندن زیر باران نجات می دهد

از فراموش کردن عطر گل‌ها

از غرق شدن در تاریکی ...

مردان،

اگر به موقع نگریند

حرف زدن را از یاد می‌برند

و اگر دوست نداشته باشند

به سنگ‌هایی فرسوده و غمگین تبدیل می‌شوند...


تو مرا بوسیدی

و گیاه کوچکی در پیراهنم شکفت!

از آن روز نام سنگین ابرها را فراموش کردم

و روزهای بلندِ آفتابی

به خواندن منظومه‌های غنایی

و قدم زدن‌های طولانی

و حرف زدن با پنجره‌ها گذشت...


سنگ بزرگ تنهایی‌ام را برداشتی

گاهی زیر سنگ بزرگ تنهایی گلی کوچک می روید!

کاشفان بزرگ

ریشه‌های اندوه را در من جسته‌اند

ریشه‌های ریواسی مِه زده

که به دامنه کوهستانی بلند چنگ زده است

و رها نمی کند ...


| سید رسول پیره |

  • پروازِ خیال ...


آشپزخانه سنگرت باشد

شعر، یک عمر همسرت باشد

تن دهی روسری سرت باشد

خوش بحالت اگر زنانه زنی...


| اهورا فروزان |

  • پروازِ خیال ...

زن زیبا

۱۹
تیر


چه طور می تواند

این همه زیبایی را

با خود حمل کند

آن زن؟

چه طور می توانم...؟

یک آغوش بیشتر ندارم

برای در آغوش کشیدنِ این همه زیبایی

چند نفر باید بشوم؟


| افراد / مهدی اشرفی |

  • پروازِ خیال ...

زن است

۰۸
تیر


شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است

چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است

 

کتاب قصه پر از شرح بی وفایی اوست

اگرچه او همه ی عمر فکر ما شدن است

 

چه فرق می کند عذرا و لیلی و شیرین؟

که او حکایت یک روح، در هزار تَن است

 

قرار نیست معمای ساده ای باشد؛

کمی شبیه شما و کمی شبیه من است

 

کسی که کار جهان لنگ می زند بی او

فرشته نیست، پری نیست، حور نیست، زن است

 

| مژگان عباسلو |

  • پروازِ خیال ...

وطن

۲۶
خرداد


هر بار 

که ‌ترانه ای ‌برایت سرودم 

قومم‌ بر من تاختند!

که چرا برای میهن شعری نمی‌سرایی؟

 و آیا زن چیزی‌ به جز‌ وطن است...؟


| نزار قبانی |

  • پروازِ خیال ...


زنی که در شالیزار رویاهایش را درو می کند

محبوب تر است

یا آن که صدایش را در تار موهایش می بافد؟

زنی که در کافه ها آزادی را می نویسد 

محبوب تر است

یا آن که در پستو ناخن های جویده اش را

بنفش می زند ؟


چه فرق می کند !

وقتی هر خوشه ی گندم 

به اندازه ی گندمزار 

طلاکوب شده است ...


پرنده ی نقره ای

روزی که از چشم هایم زاده شدی

نام کوچکت را ماه گذاشتم !

و حالا هر دو در یک برکه 

خود را به یاد می آوریم ...


شب

از پهلوی راستم شروع می شود

و قلبم

شیهه ی مادیان ها را سنگین میکند


نگاه کن 

به چهار طرف نگاه کن

آفتاب زن است

بوته ی شمشاد زن است

تخم ریزی لاک پشت ها زن است

و از هر طرف که نگاه کنی !

جهان همه زن است ...


| مریم سادات حسینی |

  • پروازِ خیال ...


زنان و درختان چقدر به هم شبیه‌اند!

هر دو ریشه دارند و برگ و بار می‌دهند. 

هر دو بهارهای بسیار دارند 

و زمستان‌های بسیارتر. 

هر دو به نور محتاج‌اند و هر دو 

نفس می‌بخشند و زندگی. 

و در کمین هر دویشان تبرهای بسیار است. 

برای بریدن‌ها، برای شکستن‌ها، 

برای قطع امیدها...

اما هنر زن بودن، 

جوانه زدن‌های پی‌درپی است،

حتی وقتی شاخه‌هایت را شکستند، 

حتی وقتی ساقه‌هایت را زدند، 

حتی وقتی بی‌رحمی تبر، تنت را، 

تنه‌ات را از ته برید...

تو اما ریشه‌ات را نگه دار، 

دست‌هایت را به آسمان بلند کن

تو دوباره سبز خواهی شد...


| عرفان نظر آهاری |

  • پروازِ خیال ...

زن باش!

۲۵
فروردين


زنانه می‌خواهمت

تا امکان زندگی در سرزمین‌مان ادامه یابد

تا امکان حضور شعر در قرن‎مان ادامه یابد

برای این که ستارگان و زمان ادامه یابند

و کشتی‌ها و دریا و حروف الفبا ادامه یابند

تا تو زن هستی، 

ما خوبیم

زنانه می‌خواهمت 

برای اینکه تمدن زنانه است

برای اینکه شعر زنانه است

خوشهٔ گندم زنانه است

شیشهٔ عطر زنانه است

پاریس 

در بین شهرها زنانه است

و بیروت 

با زخم‌هایش زنانه باقی می‌ماند

به نام آن‌ها که می‌خواهند شعر بنویسند

زن باش!

به نام آن‌ها که می‌خواهند به عشق بپردازند

زن باش!


| نزار قبانی |

  • پروازِ خیال ...

زن پونه است

۱۲
فروردين


زن پونه است

گهواره ی رویاست

بوته ی نعنایی که جهان را 

خوشبو می کند ...

ساده گی ات عسل است !

که صبح زود با شیری تازه می آمیزد

می خواهم 

به ساده ترین شکل با تو حَل شوم ...!


| غلامرضا بروسان |

  • پروازِ خیال ...

بگذار زن باشم

۰۹
فروردين


بگذار کودکم را شیر بدهم

نگران برگشت چک های تو باشم

شب ها که دیر به خانه می آیی

بهانه هایت را باور کنم

و تو را ببخشم .

بگذار زن باشم

من هابیلم را نمی کشم

یوسفم را در چاه نمی اندازم

هاجرم را در بیابان رها نمی کنم

و اسماعیلم را به سلاخ خانه نمی برم .

بگذار زن باشم

و تاریخ را تو رقم بزن .


| راضیه بهرامی خشنود |

  • پروازِ خیال ...

تا زن نباشی

۰۷
فروردين


تا زن نباشی حال لیلا را نمی فهمی

تنهایی تلخ زلیخا را نمی فهمی

 

هاجر نباشی چاه زمزم را نمی یابی

نازا نباشی درد سارا را نمی فهمی


شاید بدانی حال عیسا و صلیبش را

اما غم و اندوه عذرا را نمی فهمی


آدم شدن سهم بزرگی نیست وقتی که

در عطر و رنگ سیب ، حوا را نمی فهمی


بی وقفه می کوبی به طبل عاشقی اما

عاشق ترین مخلوق دنیا را نمی فهمی


یک قطره اشکی در نگاهی خیس می مانی

صدسال دیگر راه دریا را نمی فهمی


یا این غزل را در دلت تائید خواهی کرد

یا مثل من مردی و اینها را نمی فهمی ...


| سرخوش پارسا |

  • پروازِ خیال ...


زنان، 

خدایانی زیبا و زیرک اند

در بهشتِ هر زَنی‌ 

جهنمی هست 

که روحت را به آتش میکشد ...

با این حال 

اگر قرار است عمرت دو روز باشد 

بگذار در دستان هوس آلود زنی‌ باشد 

که زندگی‌ را 

همان طور که هست عرضه می‌کند

عشق و ناکامی با هم،

این یعنی‌ تمام زندگی ....


| نیکی فیروزکوهی |

  • پروازِ خیال ...


و خدا بسیار غمگین بود 

و بسیار دلتنگ 

و بسیار عاشق 

و بسیار گریان 

.

.

و خدا زن را آفرید 

و خدا من را آفرید ...


| هستی دارایی |

  • پروازِ خیال ...


ﻫﯿﭻ ﺩﻟﻢ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﻢ

    ﻫﯽ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺵ...

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺵ...

  ﻣﻨﺘﻈﺮ باش... 


| هاینریش بل |

  • پروازِ خیال ...

همین زن ها

۰۱
خرداد


وقتی میگویم " زن ها "

منظورم واقعاً زنهاست !

همانهایی که بینی و ابرو و لب و چانه و ..همه اش مال خودشان بوده از ابتدا.

همانهایی که مغرور و خود شیفته نیستند 

اما به خلقتشان، هرچه هست میبالند 

و خود را همانطور ساده و زیبا دوست میدارند .

همانهایی که میخواهند فقط شبیه خودشان " زن "باشند 

و نه شبیه هیچ زن دیگری .

وقتی میگویم " زن ها "

منظور همانهاییست که

بوی عطر نگاه پراز مهرشان 

از " کریستین دیور " و " کوکو شانل " هم ماندگار تراست !

و لطافت دست یاری گرشان را

هیچ لوسیون گران قیمتی 

یاد آور نمیشود .

زنهایی که آراسته اند

اما بعد از شستن صورت هم 

هنوز میشود آنها را شناخت !!

زنهایی که زیبا میپوشند

اما در خیابان که راه میروند 

آب دهان شهوت پرستان به راه نمی افتد !

زنهایی که در پی لوندی و دلبری نیستند

اما جذابیت درونشان 

هر اهل دلی را به راه می آورد

بعضی هاشان 

خانه می مانند و آب میشوند .

بعضی هاشان 

بیرون میروند و نان میشوند .

و من وقتی میگویم " زنها "

منظورم واقعاً همین زنهاست.


 | هستی دارایی |

  • پروازِ خیال ...


به احتمال ِ نبودنم فکر کن؛

به اینکه چند بوسه از زمین کم خواهد شد؟

و چند واژه از زمان؟

پیش از آنکه چشم ببندی فکر کن؛

که مرگ یک زن

تا چه اندازه

تعادل ِ جهان را در هم خواهد ریخت؟


| مانا چاوشی |

  • پروازِ خیال ...

دوست داشتن

۱۲
فروردين


یه زن

نمیتونه دوستت داشته باشه ؛

بعد دوستت نداشته باشه ؛

بعد دوباره دوستت داشته باشه!

یه زن فقط میتونه

دوستت داشته باشه ؛

دوستت داشته باشه ؛

دوستت داشته باشه...

و بعد دیگه هیچوقت دوست نداشته باشه...!


| ناشناس |

  • پروازِ خیال ...