کافه شعر

******
اگر شعری آرامتان کرد
دعایی به حال شاعر بد حالش کنید
ثواب دارد...

" دنیا به شاعرها بدهکاره "

******
برای دیدن عکس در سایز واقعی
بر روی آن کلیک کنید.
امیدوارم از پست ها لذت ببرید :))

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آبا عابدین» ثبت شده است


می چسبی به من

شبیهِ چاییِ بعد از خواب

سیگار بعد از غذا

یا عطرِ بازمانده بر لباسی که پارسال می پوشیدی

می چسبی

به اندازه ی تمامِ فالوده های تابستان

تمامِ گوجه سبز های نمک زده ی سیدخندان

به اندازه ی باران

وقتی کولر روشن است

می چسبی

تو از آن لبخندهایی که می شود زبانِ کوچکت را بوسید

وقتی موهایت را بعد از کشف آغاز می کنی

تو آخرین لذتِ دنیایی

که اشتباها اینجا به دنیا آمده.


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


ما مردها

ویرانیم

از صدایمان بفهمید

وقتی بم است.


| آباعابدین |

  • پروازِ خیال ...

دیوار

۲۴
تیر


حدس بزن کدام طرف دیوار، خانه است !؟

این را گفت و در را بست،

شاید هم من بستم، چه فرقی می کند،

در هر حال خانه را آنطرف دیوار جا گذاشتم.


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


از خودت شروع کن

و به من ختم شو

از آن آغوش ها باش

که هر چه فشرده تر می شود

رنگ تر می آرامد

از من شروع کن 

و به خودت ختم شو

مردم پایان های تلخ را دوست ندارند


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

او زن بود

۰۸
اسفند


او زن بود

یک زن غمگین

از آنها که موهایش را نمی بافت

حرفهایش را به کسی نمی گفت

و شبها معشوقش را

_که در بالش خاک کرده بود_

در آغوش می کشید

او زن بود

که می توانست چند روز چیزی نخورد

نخوابد

و ساعت ها به یکجا خیره شود

من برایش دشت آورده بودم

روی سینه ام

که سر بگذارد

او اما زن بود

از آنها که سیگارش را به آتش می سپرد

اما فراموش می کرد بکشد

یک زن غمگین

که تخت خوابش برای دو نفر 

جا نداشت


| آیا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

نقش اول من!

۱۶
بهمن


شبیه یک فیلم

مدام در سرم تکرار می شوی

و دقیقا در آهسته ترین صحنه ها می خندی

که من فیلم را نگه می دارم

سیگار می کشم

قدم می زنم

و فیلم را به عقب بر می گردانم

نقش اول من!

پایانت را هرگز نباید دید.


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


خانم؟ 

شما در آستینتان باران دارید؟ 

در صدایتان چه؟ 

هرچه فکر میکنم

 شما خودتان هوای دونفره اید...


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


هر کس تو را نواخت

به باران دچار شد

فکر کردن به تو

در خیابان هم

منجر به غرق شدن می شود


| آباعابدین |

  • پروازِ خیال ...


چه فرقی می کند

خورشید از کدام طرف بیرون بیاید

من

هر روز جای خالی ات سلام می دهم

صورتم را تر و خشک می کنم

و به چیزهایی که برای از دست دادن ندارم

فکر می کنم

به تو

به تو

به تو

حالا به نظرت خنده های من در عکس

به کدام بیماری روانی مربوط است؟


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

همین قدر

۰۱
خرداد


به فکر فرو رفتن های ناگاه

لبخند های گاه

بی تو همین قدر می توان زندگی کرد.


 | آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


آریایی حرف می زند

آلمانی ناز می کُنَد

فرانسوی می بوسد

کوبایی سیگار می کِشَد

آمریکایی جنایت می کُنَد

بی شرف تمامِ جهان است...!


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


داشتی میرفتی که باران گرفت

باید بودی ، می دیدی

باران چقدر به رفتنت می آمد.


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


باران نامِ شهریست

میانِ چشم هایت

که تنها شانه ی مسافرش را

خیس می کند


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

خوب باش!

۲۴
فروردين


خوب باش

چه فرقی می کند

کجا؟

با چه کسی؟

و چگونه؟

همین که می توانی ادامه دهی

بی آنکه به دیدنم بیایی

بی آن که جوابم را بدهی

بی صدایی،حرفی

دیگر چه چیز می تواند مهم باشد؟

جز تو

که هنوز به خواب هایم می آیی

و مرا در آغوش نمی گیری

دست هایت را به هرکه سپردی

از داغِ دست هایم چیزی کم نخواهد شد

شبیهِ حسرتی که هر روز

با من از خواب بیدار می شود

کار می کند

غذا می خورد

و تنها در حمام اشک می ریزد

خوب باش!

آنقدر که بتوانم تمامِ روز در حمام گریه کنم.

آنقدر که بتوانم هزار دلِ سیر بمیرم

اما تو خوب باش!

مادرِ دخترِ نداشته ام!

عروسِ شعرِ نامانده ام!

قناریِ لهجه ی یزدی ام!

خوب باش

و به کسانی که روزشان را تبریک می گویی

وفادار بمان.


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

سخت است

۱۸
فروردين


بغضِ بی شانه شدن طعنه شنیدن سخت است

طعمه ی گرگ شدن چاه ندیدن سخت است

طبل رسواییِ خود بار کشیدن سخت است

بال داری ولی از خواب پریدن سخت است


بعدِ پروانه شدن پیله تنیدن سخت است

رفتن و رفتن و هرگز نرسیدن سخت است

دل از آن چیز که دلبرده بریدن سخت است

قلب باشی و شبی سخت تپیدن سخت است


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...

سکوت

۱۶
فروردين


بخند

بلکه کسی به هوای خنده ی تو

پای خورشید را به آسمان باز کند

دست در دستِ پنجره ها بدهد

تا زنی را

که سالهاست در من خوابیده بیدار کند

اینهمه سکوت 

برای بیوه زنی غمگین

نشانه ی خوبی نیست

زنها

وقتی حرف نمی زنند

که یا نفس نمی کشند

یا نمی خواهند نفس بکشند


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...


یه جوری که از خواب تو پا نشم

یه جوری به دنیای من درز کن

منو از خودت،با خودت،تا خودت

منو گاهی حتی خودت فرض کن


| آبا عابدین |

  • پروازِ خیال ...